هنوز یاد خوش لحظه های بودن تو، نبرده تلخی اندوهِ رفتنت را مرد!
نه گریه های پیاپی دوای درد من است، نه شعرهای غریبم دوای این همه درد
هنوز دردِ دلم را کسی نمی داند، هنوز گرمی عشقت فرا گرفته مرا
به آیه آیه ی شعرم قسم که رفتن تو، غروب تیره ی غم را به قلب من آورد
بد عادتی ست گذشتن از آشیانه ی عشق، بد عادتی ست شکستن به جُرم دل دادن
هوای فاصله سرد است ای بهانه ی من! هوای فاصله سرد و ... هوای فاصله سرد ...
به یاد کوچ تو بودن چه تلخ و رنجور است، هنوز در غم سنگین رفتنت غرقم
نگو که می روم از یادت ای غریبه ی دور، بمان کنار من ای مهربان ترین همدرد
هنوز هر نفسم با خیال تو درگیر ... هنوز در هوس ماندنت هوا دلگیر ...
نمانده طاقت دوری - دلم چه تنگ شده ... -
صدات می کنم:
ای خوب!
پیش من ... بـ ـرگـ ـرد ...
کلمات کلیدی :دل نوشته های من