بهار که می آید تو هم مانند شکوفه ای تازه شکفته، نو می شوی و با اشتیاقی توأمان این طراوت را به جشن می نشینی در کنار سفره ای با سین های هفت تایی!
انگار همه چیز وجود آریایی تو را به این آیین پاک و مبارک می آمیزد و تو بی اغراق در اندیشه ی این طبیعت نیکوی باکره فرو می روی و این طراوت را با اشتیاقی عاشقانه و اهورایی پاس می داری.
تفاوتی نیست که اهل کجای این سرزمین باشی؛ همین که هر سال بوی تازگی و طراوت غیر قابل وصفی در ضمیرت می گنجد و برای تولدی از نو و آغازی سرشار از زیبایی، گرد و خاک از زندگی ات می روبی و به این تبار آریایی و پاک می بالی، برای اثبات ایرانی بودنت کافی ست... .
چه بسیار نوروزگانی که تو تا سین ِسیزدهمین روزش، از تازگی و طراوت سرشار می شوی و به میهمانی مهر و محبت و دوستی می رویو با روحی اهورایی، یگانه اهورای هستی را به شکرانه ی تکرار نوروزی دیگر ستایش می کنی.
به پاس شکوفایی بهاری دوباره، هفت سینت را با سیب و سماق و سنجد و سرکه و سیر و سمنو و سبزه می آرایی و این آرایش شکیل و رؤیایی تو را در لحظاتی هرچند کوتاه و گذرا از متعلقاتی که فراتر از سین های سفره ات هستند، رها می کند! و سال دیگری از بهاران عمرت با همین سین های پر از شوق تحویل می شود!
سین ها همه تعریف طراوت و تمجیدند. نیازی به حرف های دیگر الفبا نیست! نیازی به ماهی های قرمز معصوم در کنار سین هایی به شماره هفت نیست!
ماهی هایمان می میرند؛ بی صدا و دردمند! و ما شادیم برای حیاتی که آن ها به ما می بخشند در ازای فریاد سکوتشان، زیر فشار جبر!
همین هفت نشانه برای نو شدن کافی ست. و ما هم صدای بلبلان و گنجشک های کوچک پرمهر این سرآغاز را به هم تبریک می گوییم... .
غم هایمان را در سال قبل جا می گذاریم و از خداوند تبارک دل خوشی و شادی و ایمان عمیق طلب می کنیم. خدا را به پاس محبت های بی شماری که به ما ارزانی داشته می ستاییم و به ذات اقدس و کبریایی اش توسل می جوییم و برای رسیدن به آرامشی معنوی و روحانی در پناه او دعا می کنیم... .
سلام علی نوح فی العالمین،
سلام علی ابراهیم،
سلام علی موسی و هارون،
سلام علی ال یاسین،
سلام قولا من رب الرحیم،
سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار،
سلام هی حتی مطلع الفجر...
امید که آن کهنه رفته باشد به نکویی و این نو همی آید به شادی...
نوروزتان همایون./
کلمات کلیدی :دل نوشته های من